تبليغاتX
شعر و فقط شعر - كشف بوسه ي بي هوا به وقت رويا قدغن
صفر را بستند

كه ما به بيرون زنگ نزنيم!

از شما چه پنهان...

ما از درون زنگ زديم!

******************

شا نه به شا نه در خیابان ، مرد و زن ممنوع

با هم نشستن ، شعر خواندن ، گپ زدن ممنوع

 

حرف از هرآنچه طعم شور زندگی دارد

در اختلاط سایه های تن به تن ممنوع

 

اینجا نباید خیس بود و خواند یا خندید

تا زیر باران رفتن وعاشق شدن ممنوع !

 

اینجا مذاق روزها لبریز کافور است

هرچه سپبد اینجا به جز برف کفن ممنوع!

 

بر تابلو توی مسیرزندگی کردن

یک روزبنویسند:آری مطلقا ممنوع!

 

آنها فقط باید نهاد جمله ها باشند

اینجا ضمیر او، شما ، تو ، ما  و من ممنوع

 

پالایش قاموس ها را کرده اند آغاز

میبوسمت ممنوع و گل ممنوع و زن ممنوع

                                                                                           رضا علی اکبری

 

پ.ن:عنوان پست از "شهيار قنبري"

پ.پ.ن:طرح نوشته از "اكبر اكسير"

پ.پ.پ.ن:هولدن نامه (واليوم هاي نشُسته) به روز شد.

 

+ نوشته شده در جمعه 1388/04/05ساعت 17:48 توسط هولدن |