چقدر سرد است
وقتی که نیستی و می خواهمت ....
فریبا عرب نیا
مگر که خون من است این که می شود نوشت؟
که پیک اولش این گونه برده از هوشت
کلیددار تویی ای نگاهبان بهشت
بگیر دست مرا و ببر به آغوشت
کشیده ای به ظرافت کمان ابرو را
به قصد جان من و خلق ،تا بناگوشت
سیاه بخت تر از موی، سربه زیر تو شد
هر آن کسی که سرش را نهاد بر دوشت
شهید اول این بوسه ها منم... برخیز!
نشان بزن به لب آخرین کفن پوشت...
علیرضا بدیع
پ.ن:قافیه ی بیت اول نوشت هم خانواده ی نوشیدن است با نوشتن اشتباه نشه
یه دختر تو تراس رو به رویی ، یه شالِ سبزو هر روز می تکونه
یه شال سبزِ ساده که غروبا پر از خاکسترِ آتشفشونه
پر از خاکستر آرزوهایی که هر روز توی قلبش گُر می گیرن
پر از خاکستر خوابای خوبی که هر شب تو نگاهِ اون می میرن
همین چند وقت پیش رؤیاشو توی خیابون بی بهانه سر بریدن
همیشه راه پروازشو بستن، همیشه رو خیالش خط کشیدن
به دیوارِ اتاقش چندتا عکسه: هدایت، کافکا، فرخ زاد و مایکل
یه عکسِ خاتمی، چندتا مدونا، یه عکسِ تام کروز، یه عکسِ فیدل
همه ش دنبال قهرمان می گرده، میون شاعرا، آوازه خونا
براش مرده و زنده فرق نداره، سیاست بازا، پیرا و جوونا
نمی دونه که تنها توی آینه باید دنبال قهرمان بگرده
هنوز باور نداره که با دستاش جهانی می شه ساخت بی ظلم و برده
یه دختر تو تراس رو به رویی، شبا کنسرتِ فریادش به راهه
صداش می گیره از بس غصه داره، نمی شه دیدش از بس شب سیاهه
ولی زنگ صداش می پیچه هر شب، تو شهری که چراغاش رنگ خونن
دیگه چند وقته که حتا چراغ چهارراها می ترسن سبز بمونن
می خواد یادِ تموم شهر بمونه بهاری که یکی برگاشو دزدید
درختی که قرنطینه شد آخر، تو فصلی که زمین برعکس می چرخید
صداش لبریز حرفای نگفته س، سرش لبریز صد آتشفشونه
یه دختر تو تراس رو به رویی ، یه شالِ سبزو هر روز می تکونه
یغما گلرویی
پ.ن:هولدن نامه به روزه
آه ای عسل قله های دور دست
این خرس در کو هپایه ها خواهد مرد.....
آمد درست زیر شبستان گل نشست
در بین آن جماعت مغرور شب پرست
یک تکه آفتاب ، نه ! یک تکه از بهشت
حالا درست پشت سر من نشسته است
چادر نماز گل گلی انداخته به سر
افتاده از بهشت در این ارتفاع پست
این بیت مطلع غزلی عاشقانه نیست
این چندمین ردیف نمازی خیالی است
گلدسته ی اذان و من و های های های
الله اکبر و انا فی کل واد مست
سبحان من یمیت و یحیی و لا اله
الا هوالذی اخذالعهد فی الست
یک پرده باز پشت همین بیت می کشم
او فکر می کنیم در این پرده مانده است
سارا سلام ، اشهدالا اله تو
با چشمهای سرمه ای ، الا اله مست
دل می بری که حی علی های های های
هرجا که هست ، پرتوی روی حبیب هست
بالا بلند ، عزم تو را با لبان من
آن شب مگر فرشته ای از آسمان نبست
باران جل جله ، شب خرداد ، توی پارک
مهرت همان شب ، اشهداندر دلم نشست
آنشب کبو کبو کبو تری از بامتان پرید
نم نم نما نما نماز تو در بغض من شکست
سبحان من یمیت و یحیی و لا اله
الا هوالذی اخذالعهد فی الست
سبحان رب هر چه دلم را ز من برید
سبحان ربه هر چه دلم را ز من گسست
سبحان ربی المن و سارا بحمده ای
سبحان ربی المن و سارا دلش شکست
سبحان ربی المن و سارا به هم رسی
سبحان تا به کی من و او دست روی دست ؟
زخمم دوباره واشد و ایاک نستعین
تا اهدنا السرای تو راهی نمانده است
یک پرده باز بین من و او کشیده اند
سارا گمانم آنطرف پرده مانده است
محمد حسین بهرامیان
سلام
متاسفانه باید بگم این هفته هم من قرار آپ کنم چون هولدن عزیز فرار کرده.جدی میگم باور نمیکنید برید والیوم بخونید بنده هم این هفته تمام این شعر را تقدیم میکنم به باران عزیزم که همه ی غمهای زندگیمو باهاش شستم.یه چیز دیگه هم اشاره کنم دوستانی که به وبلاگ سر میزنن لطفا یه اثری از خود به جا یذارن و در ضمن خودشون رو هم معرفی کنند
خوش باشید
چه نا برابر است ، جنگ ِ من و تو
قبول ندارم
به جنگ آمده ای و تیغ عشق آوردی
حساب نکردی که من
به جز تو
هیچ ندارم ؟
وقتي سرم براي خطر درد ميکند
حتی غزل مرا زخودش طرد ميکند
من نيز آتش دلم اي مهربان من
دمسردي تو گاه مرا سرد ميکند
حواي من ! بخند که لبخند با دلم
کاري که سيب با پدرم کرد ميکند
گفتي که مرد باش! رهاکن مرا! برو !
اين کار را نهمرد که نامرد ميکند
باورکن اي ستارهي من رفتنت مرا
در کوچههاي خاطره شبگرد ميکند
تنها نه تيشه با سر فرهاد آشناست
من هم سرم براي خطر درد ميکند
حسین حاج هاشمی
روزگار غریبیست نازنین
خواب آب میبیند
دریا. . . فاخته یاوری
باید تمام سادگیت را غزل کنم
این مشکل من است و باید که حل کنم
می خواستم بگویم از اعجاز چشمهات
تا شعر را به شرح نگاهت بدل کنم
از عقل چشم پوشم واینبار عشق را
اندیشه درست ترین راه حل کنم
یعنی قدم قدم به تو نزدیکتر شوم
بی آنکه فکر پچ پچ اهل محل کنم
می خواستم تو را و توانستم عاقبت
تک بیت های سادگیت را مثل کنم
.............................................
من قول داده بود تو را مال خود کند
حالا مصمم که به قولش عمل کنم
حامد ابراهیمی