این اولین عید من با شما دوستای گلمه
خیلی خوشحالم
امسال که عید با جمعه توی یه روز افتاده بد ندیدم که یه شعر در سبک انتظار براتون بذارم.امیدوارم امسال براتون سالی پر از موفقیت باشه یادتون نره س هفت سین کم اومد سعید هم هست![]()
شاعر میگه عید آمد و من خانه تکانی کردم/از دل همه را تکانده ام الا تو
عشق از من و نگاه تو تشکيل ميشود
گاهي تمام من به تو تبديل ميشود
وقتي به داستان نگاه تو ميرسم
يکباره شعر وارد تمثيل ميشود
اي عابر بزرگ که با گامهاي تو ...
از انتظار پنجره تجليل ميشود
تا کي سکوت و خلوت اين کوچههاي سرد
بر چشم هاي پنجره تحميل ميشود؟
آيا دوباره مثل همان سالهاي پيش
امسال هم بدون تو تحويل ميشود؟
بي شک شبي به پاس غزلهاي چشم تو
بازار وزن و قافيه تعطيل ميشود
«آنروز هفت سين اهورايي بهار
موعود! با سلام تو تکميل ميشود»
زهرا بيدکي
... دارم
به جاي نقطه چين هر چه مي خواهي بگذار
درد، بغض، نياز
اما دوستت را نياور !
فریاد می شوم به صدایت نمی رسم
باران که می شوی به هوایت نمی رسم
سبقت گرفته خواب و خیال تو از دلم
هی می دوم و باز به پایت نمی رسم
شیطان نشسته پشت نگاه برهنه ات
گمراه می شوی به خدایت نمی رسم
...
ـ لحن لجن گرفته دو چشمان سبز تو
با قلب مرده می زند انـگـــــار نبض تو
حال مرا بــهم زده ایــن بوی خنــده ات
این عشـــوه ی زنانه و عـشــق زننــده ات
این تخت و این اتاق تو را خواب دیده است
کابوس ثـــابتـــــی که خدا آفـــریده است
این خانه شاهد است... وَ قاضی بیاورید
یک عضو تازه تر به بازی بیاورید!
...
یک شب فقط برای خودت اعتراف کن
من را بکش ولی هوست را غلاف کن
این ضربه ی خلاص دلی خون و خسته است
امضا : کسی که زیر خیانت شکسته است!
آیدا پوریانسب
پ.ن : طرح نوشته از آقای " احسان پرسا "
به زندگی برگردانم
چون عنکبوت گوشه ی انبار مثل قبل. . .
در تار های کهنه گرفتار مثل قبل. . .
مثل جنون وحشی یک دارکوب که
نوک میزند به چوب سپیدار. . . مثل قبل
اینبار هم که دست خودم نیست میزنم
هی مشت مشت بر در و دیوار مثل قبل
از آسمان و لذت پرواز خسته ام
از پر زدن بودن تو بیزار مثل قبل
وقتی قفس بهانه ی مرگ پرنده هاست
من را پرنده وار نگهدار مثل قبل
خوشبختی من است . . . نه بدبختی شماست
از چنگ مرگ می پرم این بار مثل قبل
من سور میدهم و تو منصور اگر مرا
این بار هم رها نکند دار مثل. . . قبل
مهتاب یغما
پ.ن:طرح نوشته از خوزه آنخل بالنته
پ.ن۲:دلیل نوشتن طرح نوشته فوت چند تن از عزیزان بود
پ.ن۳:اتفاق بدی وسط هفته افتاد رفتیم سفر یادمون رفت برگشتیم یادمون افتاد اینجوری حالم گرفته شد
می خندی؟!
... !
کاري نکن نگاه به دمپاييات کنند
از روي شست پات شناساييات کنند
با دايي ات به پارك محله برو ولي
كاري نكن نگاه به زن داييات كنند
هشدار! بوي دايي خود را به خود مگير
كافيست اين بهانه كه بوداييات كنند
هرجا مرو براي فقط لوح ياد بود
تا در هواي كنگره هر جاييات كنند
هرگز به بستري شدن خويش تن مده
بگذار تا معالجه سرپاييات كنند
در بخش گوش و حلق بعيد است دكتران
كاري براي مشكل بيناييات كنند
با قهوهي قجر كه شنيدي چه كردهاند!
ترسم همين معامله با چاييات كنند
هرگز به شغل عاريتي اعتنا مكن
حتي اگر ضمانت اجراييات كنند
تنها نميشوي تو اگر دلبران شهر
فكري براي معضل تنهاييات كنند
با مجريان مسكن شهرت فقط بگو
كاري براي مشكل بيجاييات كنند
آري شروع مفسده از شست پاي توست!
كافيست يك نگاه به دمپاييات كنند
ناصر فیض
خط لبانت ،
خط چشمانت ،
و خط نگاهت را انتخاب می کنم ....
و سکه ای که همیشه شیر می آید !
چگونه شرح دهم بت پرست یعنی چه؟
کسی که دل به تو یک عمر بست یعنی چه؟
برای لحظه ی اول که دیدمت ناگاه
نخورده تجربه کردم که مست یعنی چه؟
گذشتی و نگذشتم که خاطرت باشد
کسی که پای دلش مانده است یعنی چه؟
گلایه می کند از گریه ام خدا اما
زمین نخورده بفهمد شکست یعنی چه؟
تو را که ترک کنم تازه بعد میفهمی
که انتقام من و ضرب شصت یعنی چه ؟
الهام دیداریان
پ.ن:طرح نوشته از م.محمدی مهر